بهار 98 از راه رسید. بهاری که مدت ها چشم انتظارش بودم تا در زیباترین روزها در کنار کسی که دوستش دارم لحظه ها رو بگذرونم...هرچند ده روز به نوروز بخاطر یه بی احتیاطی تو فوتبال پای همسرم رفت تو گچ و من تمام عید از خونه بیرون نرفتم ولی خب.... اینم خودش یه خاطرس....
به امید روزای خوب برای همه ی دوستانم...![]()
برچسب:
نویسنده: پرهام شاکری
نشسته ام به در نگاه میکنم
دریچه آه می کشد
تو از کدام راه می رفتی؟
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید، پیر شد... نیامدی ... و دیر شد...!!!
برچسب:
نویسنده: پرهام شاکری